گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

شیعه توقف در گذشته یا حرکت به سوی آینده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده : رضا فلسفی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢
 
                                       گذشته‌نگری

 

آدم‌های گذشته‌نگر در گذشته‌ی خود متوقف شده‌اند. سرشارند از «داشتیم»ها و «بودیم»ها. اگر گذشته‌شان تلخ و ناموفق بوده، در حسرت و افسوس گذشته مانده‌اند و دائماً آه و ناله می‌کنند. از بی‌وفایی زمانه شکوه می‌کنند که چرا روزگار با آن‌ها چنین کرد. اما اگر گذشته‌شان پرفروغ و درخشان بوده است، به اسطوره‌سازی و افسانه‌سرایی از پیشینه‌ی خود می‌پردازند. «من آنم که رستم بود پهلوان» از دل این گفتمان برمی‌خیزد و این گونه افراد برای فرار از وضعیت بحرانی امروز خود، شما و خودشان را به گذشته‌شان ارجاع می‌دهند.

آینده‌نگری

انسان‌های آینده‌نگر، نگاه‌شان رو به جلو و فتح قله‌های پیش روست. از گذشته، چراغی فرا راه آینده ساخته‌اند و بس. سوگواری برای گذشته، خللی در عزم و اراده‌شان برای حرکت به سوی آینده ایجاد نکرده است و تجلیل از افتخارات گذشته، آن‌ها را در رسیدن به موفقیت‌های بزرگتر متوقف نساخته است. هدف زندگی‌شان را آن چنان بزرگ دیده‌اند که اگر تمام عمر و توان‌شان صرف رسیدن به آن هدف شود، باز هم جا برای کار کردن باقی است. با غصه خوردن و افسانه‌سرایی بیگانه‌اند و با عشق و شور و امید هم‌خانه. در عین واقع‌گرایی و درک صحیح شرایط زمان حال، ایده‌آل‌گرا و آرمان‌گرا هستند و در حالی که پاهای‌شان بر روی زمین است پرواز می‌کنند.

شیعه‌ی گذشته‌نگر

شیعه‌ی گذشته‌نگر، تفکری است که در واقعه‌ی غدیر و در نیم سوخته و عصر عاشورا مانده است. شیعه‌ی گذشته‌نگر به حقانیت خود بسنده کرده است و از گنجینه‌ی معارف امامان شیعه به شفاعت قناعت کرده است. تمام همّ و غم شیعه‌ی گذشته‌نگر اثبات حقانیت حضرت علی (علیه السلام) بر مبنای شواهد عقلی و تاریخی است، حال آن که در دنیای امروز حقانیت را با شاخص کارایی و پاسخ‌گویی به نیازهای روز می‌سنجند نه دعاوی تاریخی. شیعه‌ی گذشته‌نگر در افسوس ستم‌ها و ظلم‌های بیشماری که در طول تاریخ بر شیعه رفته، مانده است. از معارف گران‌سنگ اهل بیت (علیهم السلام) اشک و آهی برای آمرزش گناهان خود ساخته است و نه انگیزه‌ای برای اصلاح خود و گسترش این فرهنگ. شیعه‌ی گذشته‌نگر به این دل خوش کرده است که مقام امام اول (ع) از همه‌ی پیامبران به استثنای پیامبر خاتم (ص) بالاتر است و در بیان فضایل آن بزرگوار شعرها سروده‌ است و کتاب‌ها نوشته است و همایش‌ها برگزار کرده است، اما با خود نیندیشیده است که

«گیرم امام اول تو بود فاضل      از فضل علی تو را چه حاصل؟»

تعظیم شعائر دینی و گسترش تشیع از نگاه شیعه‌ی گذشته‌نگر، گنبد و گلدسته ساختن برای مقبره‌ی امامان و امامزادگان و تعویض ضریح نو با کهنه و برگزاری مراسم پرشور عاشورا و فاطمیه و برگزاری دعای ندبه (شیون) برای آن امام غایب (عج) از نظر است.

شیعه‌ی آینده‌نگر

شیعه‌ی آینده‌نگر از وقایع صدر اسلام و همه‌ی ظلم‌هایی که بر شیعه رفته است، درسی آموخته تا راه را گم نکند. در عین اعتقاد به حقانیت مکتب شیعه، یک لحظه از پیوستن به صفوف برادران اهل سنت غفلت نمی‌کند و حل و فصل دعاوی تاریخی را به دادگاه عدل الهی واگذار می‌کند. نه او علی و خاندان وی (علیهم السلام) را دیده‌ است و نه اهل سنت، خلفاء و رؤسای مذاهب خود را ملاقات کرده‌اند. هر یک از فریقین در اثبات حقانیت خود و ردّ سایر فرقه‌ها دلایلی دارند که پرداختن به آنها توان حرکت را مصروف نزاع‌های داخلی خواهد کرد. شیعه‌ی آینده‌نگر چشم‌انداز فکری‌اش تحقق حکومت امام زمان (عج) است و این مهم نه با برگزاری همایش مهدویت، بل‌که با عمل به قرآن و معارف رسیده از ائمه‌ی معصومین و کار تشکیلاتی و منظم و نیروسازی و دست‌یابی به علم و دانش واقعی و نه دل خوش کردن به رشد صوری مقالات علمی تحقق خواهد یافت. شیعه‌ی آینده‌نگر برای تبیین مشروعیت خود برای مشکلات روز دنیای مدرن، پاسخی معقول و مطابق نیاز روز ارائه می‌کند و بدین سان، اسلام و تشیّع را زنده نگاه خواهد داشت.

نگاه شیعه‌ی آینده‌نگر بین در و دیوار و مسمار متوقف نشده است و از باب شهر علم وارد مدینه‌ی فاضله‌ی پیامبر شده است و شانه به شانه‌ی آخرین یافته‌های علمی و دستاوردهای بشری، حرفی برای گفتن و طرحی برای درانداختن ارائه کرده است. شیعه‌ی آینده‌نگر مسیر اصلی خود را در عمل کردن به قرآن و سیره‌ی اهل بیت (علیهم‌السلام) و تخلّق به ارزش‌های انسانی و الهی می‌داند و تبصره‌ی شفاعت را به دست‌مایه‌ای برای سستی و کاهلی در عمل به وظایف دینی تبدیل نمی‌کند. شیعه‌ی آینده‌نگر شیعه بودن و محبت اهل بیت را برای فلاح و رستگاری بشر کافی نمی‌داند و آن سان که امامان شیعه (علیهم‌السلام)، یک لحظه از تلاش و کوشش برای اصلاح وضعیت مادی و معنوی مسلمانان باز نمی‌ایستادند، حیات خود را در کار و فعالیت و عزم و اراده برای بهبود شرایط جهان می‌داند.