گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

گمشده‌ای به نام شعور

اشکال کار در کجاست؟

نکته اول در این است که ما (مقلدّین) در فروع تقلید می‌کنیم و
آن هم در غیر ضروریات و غیر واضحات دین. یعنی به تعبیر دقیق‌تر، دو رکعت بودن نماز
صبح از مسلمّات دین اسلام است و هیچ شکّ و شبهه‌ای در آن نیست و هیچ مرجع تقلیدی تا
پایان تاریخ نه یک رکعت می‌تواند از آن بکاهد و نه یک رکعت به آن بیفزاید. فلاسفه‌ی
اسلامی در علم اخلاق معتقد به حسن و قبح ذاتی اعمال اخلاقی هستند، لذا هیچ مرجع
تقلید و عالم دینی نمی‌تواند به حلال بودن دزدی یا حمایت از دزد فتوا بدهد. [این‌ها
را مقلّد باید با شعور خودش بفهمد، در هیچ رساله‌ای چنین چیزهایی ننوشته‌اند]

نکته دوم در این است که غیرمعصوم، غیرمعصوم است. یعنی به تعبیر
حاج‌آقا مرتضی تهرانی غیرمعصوم حتماً خطا می‌کند نه این که شاید خطا بکند. پس باید
این احتمال عقلایی را قائل باشیم که حتی یک مرجع تقلید عارف نیز امکان دارد در
شماره‌ی رکعات نماز اشتباه کند و انسان باشعور باید فرق اشتباه عملی مرجع تقلید را
از فتوای نظری او تشخیص بدهد و عمل مرجع تقلید را به پای نظر او قلمداد نکند. اگر
شخص مقلّد در محضر مرجع تقلید خود نشسته‌ است و نقل قولی را از زبان مرجع تقلید
شنید که تشخیص داد این حرف غیبت است، باید یا نهی از منکر کند یا در صورت فراهم
نبودن شرایط آن جلسه را ترک نماید.

نکته سوم آنجاست که فکر کنیم اگر در فعل اشتباه، از مرجع تقلید
تبعیت نکنیم او را تنها گذاشته‌ایم و به یاریش نرفته‌ایم. اتفاقاً یاری کردن امام
جماعت ولو مرجع تقلید باشد در این است که من به عنوان مأموم و مقلّدِ باشعور، با
صبر کردن و نشستن خودم به امام جماعت بفهمانم که اشتباهاً بلند شده است و با
استقامت در فعل صحیح خود، او را به مسیر درست بازگردانم.

خدا کند که مراجع تقلید ما به رکعت سوم نماز صبح نروند و یا اگر رفتند، ای کاش
مقلدّین ما آن قدر باشعور باشند که آنها را در خطای تشخیصی ایشان همراهی نکنند.

متأسفم که بگویم در بین متدینین و مذهبی‌هایمان -لااقل آن مقداری که من دیده‌ام-
به ویژه آنها که به دنبال مقدّس‌بازی و تقدّس‌سازی برای شخصیت‌ها هستند، کمتر چنین
شعوری را مشاهده می‌کنم.

به غیر از ائمه‌ی معصومین و انبیاء -علیهم السلام- که رفتار و گفتار و سکوت‌شان
برای ما حجت است، بقیه‌ی غیر معصومین را به حکم اسلام می‌بایست با قرآن و عترت
سنجید و به فرموده‌ی امیرمؤمنان -علیه السلام- که خود میزان الاعمال است، «افراد را
باید با حق سنجید نه حق را با افراد».

جمع‌بندی: محدوده‌ی تبعیت از مرجع تقلید، امام جماعت،
فرمانده‌ی لشکر و ... را بشناسیم و حیطه‌ی نفوذ امر و نهی او را تشخیص دهیم. اصول
اخلاقی (نظیر زشتی دروغ و دزدی و خیانت و زیبایی راستی و امانتداری و نیکی به
دیگران) و بدیهیات شرع (مثل دو رکعت بودن نماز صبح) تا پایان تاریخ ثابت‌اند. دین
مبین اسلام را که برای تکمیل اخلاق آمده است، نمی‌شود با تخطی از اصول اخلاقی یاری
کرد، این بزرگترین خودمتناقض (Self Paradox) و عظیم‌ترین جفا در حق اسلام است.

اسلام مقلّد هوشیار و آگاه و باشعور می‌خواهد، نه مقلّد چشم و گوش بسته و نه
تقلید طوطی‌وار و بدون شعور.

علینا بالشعور و علیکم بالشعور