گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

جامعه زخمی
نویسنده : رضا فلسفی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۱
 

زنبور زخمی

زنبورها از معدود جانورانی هستند که زندگی اجتماعی دارند. زنبورهای
کارگر زمانی که مورد حمله انسان یا موجود دیگری قرار می‌گیرند و زخمی می‌شوند،
تمامی انرژی خود را جمع می‌کنند تا به اولین موجود زنده‌ای که به آنها نزدیک شود،
نیش بزنند و سپس بمیرند. مهم نیست فردی که به زنبور زخمی دست می‌زند، همان فرد ضارب
باشد یا نه، بلکه مهم برقراری حالت تعادل در زنبوری است که ضربتی خورده است و باید
ضربتی بزند، من خود بارها از نزدیک شاهد این صحنه بوده‌ام.

مار زخمی

از بین همه‌ی گونه‌های مارها فقط یک چهارم آنها سمّی هستند. مارهای سمّی
نیز در حالت عادی به انسان یا سایر حیوانات آسیب نمی‌رسانند و از گزیدن به عنوان
وسیله‌ی دفاعی یا صید طعمه استفاده می‌کنند. اما زمانی که یک مار سمّی زخمی می‌شود،
دیگر شرایط فرق می‌کند. مار زخمی به هر کس برسد، زهرش را می‌ریزد تا آن حالت عدم
تعادل درونی را برطرف کند. البته شاید این حالت تا بهبود کامل زخم در او ماندگار
باشد و شاید مثل برخی حیوانات دیگر مثل سگ هار، به یک گزندگی جنون‌وار تبدیل
گردد.

انسان زخمی

در طول زندگی خود همواره با انسان‌هایی روبرو بوده‌ام که مثل یک مسلسل
پر، آماده شلیک هستند و دست‌شان روی ماشه است. کافی است تنه‌ی شما به این افراد
بخورد یا دست آنها را ناخواسته لمس کنید تا تمام فشنگ‌های یک خشاب را روی شما خالی
کنند. نکته جالب توجه این است که خشاب این مسلسل بلافاصله پر می‌شود و در کوتاهترین
زمان ممکن، مسلسل مجدداً آماده شلیک است. یعنی خالی کردن یک خشاب، موجب برقراری
تعادل روانی در چنین افرادی نخواهد شد.

نویسنده ناشناسی در یک داستان کوتاه و جذاب از چنین افرادی با عنوان کامیون
حمل زباله
یاد کرده است. اما من همان تعبیر انسان زخمی را بیشتر ترجیح می‌دهم و

دلایلم را بعداً توضیح خواهم داد.

با کنکاش و مطالعه‌ای که بر روی سوابق زندگی برخی از این انسان‌های زخمی
انجام داده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که هر کدام از این افراد زخم‌خورده، به نوعی
در زندگی خود، یک داغ یا شکست سنگین را تجربه کرده‌اند و عوارض این شکست یا زخم آن
چنان عمیق بوده است که مجدداً نتوانسته‌اند تعادل روانی خود را بازیابند.

یک نفر داغ از دست دادن یکی از نزدیکانش را برنتافته و نتوانسته آن را
هضم کند، دیگری در سرنوشت‌سازترین داستان عشقی زندگی خود شکست خورده است. یکی دیگر
مالباخته‌ی شراکتی است که شریکش صمیمی‌ترین دوست زندگی او بوده است، آن یکی مورد
بی‌مهری و بی‌تفاوتی فرزندش واقع شده که تمامی هست و نیستش را به پای وی ریخته است
و از این دست نمونه‌ها.

تیپ شخصیتی زخم خورده‌ها

افراد به لحاظ تیپ شخصیتی در برخورد با مصیبت‌ها و زخم‌های اجتماعی به
سه گونه تقسیم می‌شوند:

تیپ فعّال یا انتقام‌جو (گرگ): فرد زخم خورده همچون مار زخمی، در حالی
که ناآرام است و به خودش می‌پیچد در صدد انتقام از هر کسی است که به او نزدیک
می‌شود.

تیپ منفعل یا درون‌ریز (برّه): فرد زخم خورده به جهت انفعال و ضعف شخصیت
دچار افسردگی، پرهیز از حضور در جمع و انزوا طلب می‌شود.

تیپ قاطع یا منطقی (چوپان): به دلیل غلبه قوای عقلانی می‌تواند موضوعات
را تجزیه و تحلیل کند و تعادل روانی خود را پس از هر مصیبت یا زخم مجدداً باز
یابد.

جامعه زخمی

جامعه‌ای که تجربه 2500 سال حکومت استبدادی را دارد و به دلیل موقعیت
خاص جغرافیایی که محل تلاقی کشورها و تمدن‌های گوناگون است بارها و بارها مورد حمله
اقوام مختلف واقع شده است و در درون جامعه نیز به دلیل عدم حاکمیت قانون و ضعف
سازمان‌های مردم‌نهاد در استیفای حقوق مردم، هر روز از صبح تا شام زخم خوردن را
تجربه کرده است، یک جامعه زخمی است.

جامعه زخمی از اجتماع زخم‌زنندگان و زخم‌خورندگان تشکیل می‌شود که ای
بسا اکثریت جامعه هر دو نقش را همزمان بازی می‌کنند. مثلاً یک کارگر از کارفرمایش
زخم می‌خورد و در منزل به زن و فرزندش زخم می‌زند. خود کارفرما نیز از سوی شریک یا
سایر رقبا زخم می‌خورد. زن و فرزند کارگر نیز جای دیگری زخم‌هایشان را بر دوست و
همسایه و همکلاسی می‌زنند و بدین صورت شاهد یک زنجیره‌ی کامل از زخم زدن و زخم
خوردن هستیم.

اصغر
قاتل
، خفاش
شب
، بیجه

و صدها قاتل
سریالی
دیگر، محصول جامعه زخمی هستند. جامعه زخمی سگ هار می‌زاید و بهرام
بیضایی
چه زیبا پدیده‌ی سگ‌کشی

را به تصویر کشیده است. زندگی گروهی سگ‌هایی که می‌درند تا دریده نشوند و در پایان
سگ زرد به دست قربانیانش به قتل می‌رسد تا چرخه‌ی زخم زدن و زخم خوردن همچنان ادامه
یابد و دریغ از طبیب و مرهم و علاج و تعادل روانی.

در جامعه زخمی خرده
فرهنگ قاپیدن و چاپیدن
پا می‌گیرد و قحطی‌زدگی مدرن به عنوان یک

پدیده‌ی اجتماعی رواج می‌یابد. صمیمیت مرزهای عدالت و حریم خصوصی
را در می‌نوردد
و قانون رنگ می‌بازد و ارتکاب سنگین‌ترین جرایم نظیر تجاوز به

عنف آن چنان ساده می‌شود که این شعار مجرمانه تیتر اول سایت تابناک می‌شود: «تجاوز
کنید و رضایت بگیرید!»
. مطابق آمار
بانک مرکزی
فقط در سال 1390، 35 هزار میلیارد تومان چک برگشت می‌خورد که این

رقم برای فروردین سال 1391 با هزار میلیارد تومان افزایش در مقایسه با فروردین سال
1390 روبرو بوده است.

چه باید کرد؟