گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

Trespass to person
نویسنده : رضا فلسفی - ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢
 

مسأله‌ی تجاوز به عنف و دست‌درازی به ناموس دیگران، . همان گونه که متعرضان به اموال دیگران، وجدان خود را با این گونه جملات توجیه و آرام می‌کنند: «ما داریم سهم خودمان را از ثروتمندان و متمولانی که حق ما را خورده‌اند، می‌گیریم» و قاپیدن و چاپیدن را نوعی زرنگی قلمداد می‌کنند، متعرضان به نوامیس مردم نیز، به اقدام خود به عنوان یک بزه یا عمل خلاف اخلاق نمی‌نگرند. بل‌که انواع مزاحمت و دست‌درازی به زنان و دختران را تحت عناوین «تفریح کردن»، «لذت بردن» و «حال کردن» جای می‌دهند و این گونه اقدامات را نه به صورت یک جرم و خلاف، بلکه در قالب سرگرمی و یک امر فراغتی نگاه می‌کنند.

عوامل به وجود آورنده‌ی خرده فرهنگ قاپیدن و چاپیدن عبارتند از:

  • محترم نبودن حریم خصوصی و مالکیت شخصی
  • ضعف پلیس و دستگاه قضایی در برخورد قاطع با مجرمان
  • زشت نبودن دستبردهای جزئی به اموال دیگران در افکار عمومی
  • وجود باورها و گزاره‌های توجیه کننده‌ی قاپیدن، نظیر بازتعریف مفهوم «زرنگی»
  • وجود مال بی‌صاحب، به معنای مالی که در حال حاضر صاحبش بالای سر آن نیست

متأسفانه از نگاه سودجویان و مزاحمان نوامیس، زن و دختر تنها، در حکم مال بی‌صاحب است که به آسانی و با کمترین هزینه می‌توان به آن دست‌درازی کرد. این قبیل افراد، اعم از آن که افراد به ظاهر محترم و متشخصی باشند یا در زمره‌ی افراد لاابالی و بی‌قید باشند، به دو شیوه عمل می‌کنند:

  1. مزاحمت آشکار: یعنی از ابتدا با رفتارهای ناهنجار، برای خانم‌ها ایجاد مزاحمت می‌کنند.  این گونه مزاحمت‌ها از نگاه‌های خیره خیره آغاز می‌شود و تا متلک‌پرانی، پیشنهاد بی‌شرمانه، دست‌درازی و بعضاً تا تجاوز به عنف ادامه می‌یابد.
  2. مزاحمت پنهان:  در این حالت متعرضان و افرادی که نیّت‌های سوء دارند، در پوشش کمک، خیرخواهی، دوستی، ازدواج، راننده تاکسی، مسافر، مشاور، پزشک، رمّال، راننده سرویس و … ابتدا اعتماد طعمه‌های خود را جلب می‌کنند، سپس با تطمیع، تهدید یا وعده‌های دروغین از سوژه‌های خود بهره‌برداری جنسی می‌کنند.

مطبوعات و رسانه‌ها با استفاده‌ از واژگانی نظیر «خفاش شب»، «شیطان صفت» و امثال این‌ها، تلاش می‌کنند که چهره‌ی بسیار زشت و نامتعارفی از این گونه افراد به نمایش بگذارند، حال آن که در واقع چنین نیست. وقتی چنین افرادی را شیطان‌صفت می‌نامیم، گویی بقیه‌ی افراد جامعه فرشته‌خو و منزه از هر گونه تعدّی و مزاحمت هستند، حال آن که شواهد نشان می‌دهد حجم بالایی از مزاحمت‌ها و دست‌درازی‌ها به سوی بانوان عمدتاً از سوی افرادی با ظاهر و رفتار عادی صورت می‌پذیرد. به تصویر زیر نگاه کنید:

فردی که در ظاهر راننده سرویس به 9 دختر دانش آموز تجاوز کرده است

فردی که در ظاهر راننده سرویس به ۹ دختر دانش آموز تجاوز کرده است

این مرد «ابوالفضل – م.» ۲۸ ساله، متأهل و صاحب یک دختر است که طی دو سال گذشته به ۹ دختر بچه دانش‌آموز تجاوز کرده است. شدت حادثه و تکرار آن باعث شده است، پلیس آگاهی تهران برای وی کمین بگذارد و او را در ۱۱ آبان ماه ۹۲ دستگیر کند [+]. اما آیا همه‌ی گونه‌ها و موارد مزاحمت چنین پایانی دارند؟ پاسخ منفی است. در اغلب موارد، زنان و دختران به جهت حفظ آبروی خود از بازگو کردن چنین مسائلی شرم دارند و همین مسأله منجر به جری‌تر شدن متجاوزان و استمرار اعمال تجاوزگرانه خواهد شد.

ضمناً چهره‌ی افراد متجاوز و متعرض هیچ شباهتی به شخصیت‌های فیلم‌های شیطانی ندارد. ذکر این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که خانم‌ها فریب ظاهر آراسته، موقعیت شغلی، مقام علمی و امثال این‌ها را نخورند. نیاز جنسی تا آخرین لحظات زندگی یک فرد مذکر (مخصوصاً نگفتم مَرد) همراه او خواهد بود و تلفیق آن با خرده فرهنگ قاپیدن و چاپیدن، زمینه‌ی دست‌درازی و تعرض به جنس مخالف را در وی هموار خواهد کرد.

به این بخش +مصاحبه‌ی روزنامه شرق با فرد متجاوز توجه کنید:

با چه انگیزه‌ای آزار دختران مدرسه‌ای را شروع کردی؟

همسرم باردار بود و نمی‌توانستم با او ارتباط برقرار کنم. اولین‌بار که این کار را کردم ساعت هفت‌صبح داشتم به محل کارم می‌رفتم دیدم دختری مدرسه‌ای گوشه خیابان ایستاده است. ترمز کردم و گفتم سرویس مدرسه‌اش خراب شده و من امروز به‌جای او آمده‌ام. آن دختر هم سوار شد و من که مسیر را تقریبا می‌شناختم او را به یک جای خلوت بردم و آزار دادم.

دقت کنید، این فرد، چنان سهل و ساده از تجاوز به یک دختر بچه سخن می‌گوید که گویی برای برداشتن یک ساندویچ یا لقمه‌ی حاضر و آماده ترمز کرده است. سادگی خطور فکر تجاوز، به ذهن یک شهروند عادی که نیروی خدماتی یک دستگاه دولتی است و خودش صاحب زن و فرزند است، نشان از وقاحت و دریدگی ذهنی جمع قابل توجهی از مردان در جامعه‌ی ایرانی است. بنا به گفته‌ی این فرد هیچ گونه تجربه‌ی تجاوز به خود یا بستگانش رخ نداده است و سناریوی انتقام‌جویی اجتماعی در میان نیست.

اردیبهشت ماه سال ۹۲، جنایت دیگری از تجاوز یک راننده‌ی سرویس به دختران دانش‌آموز ۶ ساله توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد [+]. این فرد که از ناحیه چشم معلول بوده، متأهل است و به خاطر فقر و مشکلات مادّی به این کار روی آورده است، اما از همان ابتدای فعالیت در چنین حرفه‌ای، آزار و اذیت دختران ۶ ساله را آغاز می‌کند و برای سرپوش گذاشتن بر تأخیرهای انجام شده، انواع قصه‌ها را برای مسئولین مدرسه و اولیاء دانش‌آموزان سر هم می‌کند که نهایتاً رفتار غیرعادی و پرخاشگرانه‌ی این کودکان معصوم، راز آزار و اذیت‌های مکرر این راننده سرویس را برملا می‌کند.

موارد یاد شده، چند نمونه از رفتارهای تجاوزگرانه‌ای است که به دلیل حادّ بودن موضوع، شاکی برای احقاق حق خود به پلیس آگاهی و مراجع قضایی مراجعه کرده است. اما روزانه هزاران نوع تجاوز و مزاحمت در سطحی نازل‌تر در حال وقوع است که شاکیان به جهت حفظ آبروی خود، تمایلی به افشا و پیگیری آن ندارند. ضمناً این دو مورد نشان می‌دهد که ازدواج و تأهل لزوماً روحیه‌ی تجاوزگری و دست‌درازی به ناموس دیگران را کاهش نمی‌دهد و چه بسیار افراد مجردی که از افراد متأهل پاکدامن‌تر هستند. این بدان معناست که خوی تجاوزگری و مزاحمت، الزاماً با ازدواج مهار نخواهد شد.

پیشنهادهای بی‌شرمانه

چندی پیش سرمربی تیم بسکتبال «بانوان صابری تهران»، از پیشنهادهای بی‌شرمانه‌ی اسپانسرها به بازیکنان تیمش این گونه گفت: [+].

در همین راستا یکی از اسپانسرها هفته گذشته برای حمایت از تیم قول مساعد داد و ساعت ۱۰ و نیم شب با من تماس گرفته و می‌گوید آخر هفته کجایید؟ با چند بازیکن تیمت بیا و در ازای این کار، ۲۰۰ میلیون تومان به تیمت کمک می کنم.

همین نمونه بیانگر آن است که ایجاد مزاحمت برای خانم‌ها و به هم ریختن امنیت ذهنی و روانی ایشان، مختص یک قشر خاص لات و اوباش نیست و نگاه کالایی و تجاوزگرانه به زن به وفور در دهک‌های بالایی جامعه نیز دیده می‌شود.

چراغ سبزهای زنانه

البته چراغ سبزهای برخی زنان و دختران که زنانگی و بدن خود را به ابزاری برای دست‌یابی به خواسته‌های مادی تبدیل کرده‌اند، سره و ناسره، خوب و بد، پاک و پلید و خشک و تر را به هم آمیخته است. یعنی همان گونه که روحیه‌ی تجاوزگری و ایجاد مزاحمت برای بانوان، در بین مردان تعلق به یک قشر خاص نداشته باشد، چراغ سبز نشان دادن در بین خانم‌ها و ارائه‌ی پیشنهادهای هوس‌انگیز به قشر خاصی تعلق ندارد و حتی از روی وضع ظاهر افراد نیز به جدّ نمی‌توان در باره‌ی کسی حکم صادر کرد. چه بسا بانوانی که با حجاب کم و ظاهر آرایش کرده، هرگز دامن خود را آلوده نکرده‌اند و روابط‌شان با جنس مخالف، حول یک نظام تعریف شده بوده است و چه بسا دختران و زنانی که به خاطر رعایت هنجارهای خانوادگی یا سازمانی، به ظاهر پوشیده و محجبه هستند، اما تقید درونی به حفظ حریم‌ها ندارند.

عکس زیر یک نمونه از پیشنهادهای بی‌شرمانه از سوی خانم‌ها به آقایان است که یک دختر دانشجو برای کسب نمره‌ی قبولی، با طرح عبارات وسوسه‌انگیز به استاد خود شماره تلفن داده است [+]:

پیشنهاد بی‌شرمانه یک دختر دانشجو به استادش

پیشنهاد بی‌شرمانه یک دختر دانشجو به استادش

در حکومت‌های غیر ایدئولوژیک، افراد را می‌توان تا حد قابل قبولی از ظاهرشان شناخت. زیرا در این گونه حکومت‌ها یک ایده‌ی مشخص به عنوان ارزش تبلیغ نمی‌شود و به حاملان نمادهای آن ایده‌ی خاص پاداش داده نمی‌شود. اما در حکومت‌های ایدئولوژیک که طرفداران نظریه‌ی حاکمیت، پله‌های ترقی را به نسبت سایرین سهل‌تر می‌پیمایند و از امتیازات بیشتری برخوردارند، بسیاری از افراد سودجو و فرصت‌طلب بدون اعتقاد به چنین ارزش‌هایی، خود را به عنوان یک فرد ارزشی قالب می‌کنند تا از مزایای آن بهره‌مند شوند. از اینجا به بعد، رمزگشایی از ظاهر افراد کار پیچیده‌ای خواهد بود. یعنی نه به خاطر پوشش غربی و نامتعارف یک فرد، می‌توان برچسب بی‌دینی و هرزگی به وی زد و نه به خاطر پوشش مذهبی فردی دیگر، می‌توان او را دیندار و مؤمن نامید. به همین دلیل چراغ سبزها و چشمک‌ها و پیشنهادهای هوس‌انگیز از طیف‌های مختلف زنان دیده و شنیده می‌شود و متقابلاً مردانی که به دنبال اطفاء نیاز جنسی خود از روش‌های نامتعارف هستند، برای ایجاد مزاحمت یا ارائه‌ی پیشنهاد بی‌شرمانه، ملاحظه‌ی خاصی ندارند.

بسیاری از جامعه‌شناسان و روشنفکران تصور می‌کنند که با تأسیس مکان‌هایی نظیر کلوب شبانه و شهر نو، مسأله‌ی تجاوزگری و مزاحمت‌های ناموسی حل خواهد شد، اما از این نکته‌ی کلیدی غافل هستند که اغلب افراد متجاوز با غلبه‌ی همان فرهنگ قاپیدن و چاپیدن به دنبال لذت‌های مفت و رایگان جنسی هستند. در حال حاضر اقتصاد فحشاء به صورت نامشهود و غیررسمی در جریان است و اگر زنی با دریافت مبلغی تن خود را به بیگانه بسپارد، این مورد اصلاً در دامنه‌ی تجاوزگری و مزاحمت جای ندارد. لذا رسمیت بخشیدن به اقتصاد فحشاء و تخصیص مکان‌های خاص به زنانی که قصد خودفروشی و تن‌فروشی دارند، اگر چه ممکن است اندکی از این مشکل بکاهد، اما مشکلات اجتماعی دیگری را به وجود خواهد آورد:

  1. در جامعه‌ی ایرانی که  سواری مجانی (Free Riding) به معنای استفاده‌ی رایگان از منابع عمومی در آن استیلا دارد، چگونه می‌توان انتظار داشت که از فردای تأسیس کلوب شبانه، افراد مزاحم دست از تجاوزگری و مزاحمت بردارند و خیلی شیک و متمدنانه، برای ارضای نیازهای جنسی خود هزینه بپردازند؟

 

  1. 2- حتی به فرض این که بدنه‌ی مذهبی جامعه و نهادهای دینی با راه‌اندازی کلوب شبانه و جمع‌آوری زنان خیابانی در یک مکان مشخص موافقت کنند، رسمیت بخشیدن به اقتصاد فحشاء، مشتریان جدیدی از سایر گروه‌ها و طبقات اجتماعی پیدا خواهد کرد که تا پیش از این، به دلایل مختلف به چنین فرصت‌هایی دسترسی نداشتند و منجر به تباهی بخش دیگری از جامعه خواهد شد. این تباهی اخلاقی نخست شامل دختران و زنانی است که از روی اجبار یا اختیار به اشتغال در چنین مکان‌هایی روی خواهند آورد و رسمیت بخشیدن به آن موجب تشویق و گسترش آن خواهد شد و دوم شامل پسران و مردانی می‌شود که به هر دلیلی چنین امکانی برای‌شان مهیا نبوده است. از آن جا که نیاز جنسی یک نیاز سطحی و مقطعی نیست، وجود کلوب شبانه منجر به اعتیاد به رفت و آمد به چنین مکان‌هایی خواهد شد.

جمع‌بندی

وقتی حد و مرزهای اخلاق و قانون به بهایی اندک قابل شکسته شدن باشند، نه ازدواج و نه کلوب شبانه راه حل کاملی برای مقابله با روحیه‌ی تجاوزگری و ایجاد مزاحمت برای نوامیس نخواهد بود. چه بسیار مردانی را دیده‌ام که با ازدواج نه تنها عطش جنسی‌شان فروکش نکرده است، بل‌ که تشنه‌تر و بی‌حیاتر شده‌اند. کلوب شبانه نیز نه تنها به حل این مشکل کمکی نمی‌کند، بل که باعث بروز اختلالات و فساد در سایر بخش‌های جامعه خواهد شد. حل این معضل نیازمند فرهنگ‌سازی، آموزش، افشاسازی تجاوز و مزاحمت، درمان بیماران روحی و روانی مرتبط با اعمال جنسی و نهایتاً برخورد قاطع و قانونی با متعدیان و مزاحمان است.