گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

از چشمانی دیگر با نگاهی دیگر..........
نویسنده : رضا فلسفی - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

قوه خیال یکی از قوای چهار گانه انسان است که هنر، فلسفه، ریاضیات و شعر و داستان، بدون وجود چنین قوه‌ای بروز و ظهور نخواهند داشت. قوه تخیل امکان پرواز ذهن به ناشناخته‌ها و ناممکن‌ها را فراهم می‌آورد. آدمی سوار بر بال خیال به هزاران سال قبل یا بعد، یا به فرسنگ‌ها دورتر و حتی به سایر کرات آسمانی پرواز می‌کند. قدرت انتزاع ذهن، امکان بیرون کشیدن مفاهیم از مصادیق را فراهم می‌آورد و اشکال و معانی گوناگون را فارغ از آن که در عالم واقع تحقق‌پذیر باشند یا نباشند به یکدیگر ربط می‌دهد یا با هم در می‌آمیزد.بی‌شک اغلب ابداعات و اختراعات بشر، ریشه در روح خیال‌پرداز و آرمان‌خواه او داشته‌اند. قانع نبودن به وضعیت موجود و میل به پیشرفت و بهتر زیستن و آگاهی یافتن از موجودات و مفاهیم و سرزمین‌های ناشناخته، دانشمندان و جستجوگران فراوانی را متحمل ساعت‌ها تحقیق و پژوهش و پویش کرده است تا مگر بر تصورات و تخیالات‌شان جامه‌ی عمل بپوشانند یا رمز پدیده‌ای ناشناخته را بگشایند و یا قفل بسته‌ی مجهولات بشری را به مدد اندیشیدن و آزمودن بگشایند.کسانی که سالیان سال به دنبال تبدیل مس به طلا بودند، علی رغم تحقق چنین رؤیایی، دانش کیمیا یا شیمی را بنیان نهادند و اگر همین خیال به ظاهر باطلِ تبدیل مس به طلا نبود، آیا علم شیمی تا بدین مرحله پیشرفت کرده بود؟ اگر رؤیای دست‌یابی به شبه قاره هند از آن سوی اقیانوس اطلس در سر کریستوف کلمب وجود نداشت، آیا هرگز قاره‌ی آمریکا توسط وی کشف می‌شد؟ اگر مارتین لوتر کینگ برای همزیستی مسالمت‌آمیز مردمان ایالات متحده مرتباً تکرار نمی‌کرد که «من رؤیایی دارم»، امروز سیاهان آمریکا از چنین حقوقی برخوردار بودند....؟جامعه‌ی ایرانی علاوه بر فانتزی‌های شاد که صرفاً جنبه‌ی سرگرمی و فکاهی دارند، به شدت نیازمند خیال پردازی برای ترسیم جامعه‌ی رؤیایی و ایده‌آل خویشتن است. آن چه به انسان شور و امید می‌دهد و تحمل سختی‌ها را میسر می‌کند، دست‌یابی به یک زندگی آرمانی و تحقق‌پذیر است. راه حل خروج از بن‌بست‌های فکری و کلید گشایش معضلات اجتماعی همواره در دست کسانی بوده که با قوه‌ی تخیل خود از چارچوب‌های بسته‌ی ذهنی گریخته‌اند، خود را محصور پارادایم‌های موجود نکرده‌اند و مسأله را دیگر گونه دیده‌اند. افرادی که از قوه‌ی تخیل قدرتمند بهره‌مندند، فراتر از عصر خود زندگی می‌کنند و پیشرفت و توسعه به شدت نیازمند وجود چنین افرادی است.البته ذکر این نکته بدیهی است که تخیل بدون عمل، خیال‌بافی و خوش‌خیالی است و بین خیال‌پردازی آگاهانه به منظور دستیابی به اهداف قابل تحقق و خیال‌بافی کودکانه که ایمان و اتقانی برای رسیدن در آن نیست و چونان خواب سحرگاهی است که با تابش اولین پرتو خورشید، کاخ یخی رؤیاها فروخواهد ریخت، تفاوت فراوان وجود دارد.جامعه‌ی بدون رؤیا، جامعه‌ا‌ی ایستا است که تسلیم شرایط زمان و مکان شده است. جامعه‌ی بدون رؤیا، جامعه‌ی احساسی بدون هدف است که با هر بادی به سویی متمایل خواهد شد و کوچکترین بحران اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی به شدت این جامعه را دچار تلاطم خواهد کرد.لذا نوشتن سند چشم‌انداز و تدوین راهبرد، برای جامعه‌ی خیال‌پرداز و آرمان‌خواه معنا خواهد داشت. در غیر این صورت تنظیم بهترین و اصولی‌ترین چشم‌اندازها برای جامعه‌ای که تمایلی به تحرک ندارد و نمی‌خواهد از نیازهای اولیه زندگی پا را فراتر نهد، سودی نخواهد داشت. وجود چشم‌انداز و هدف یک امر دستوری نیست که با تصویب و ابلاغ محقق شود، بل که لازمه‌ی نگارش چشم‌انداز، خیال‌پردازی و آرمان‌خواهی و میل به پیشرفت و ترقی است و اگر این پیش شرط حیاتی برای چشم‌انداز وجود نداشته باشد، سند چشم‌انداز کاغذ پاره‌ای نیست.