گامی به سوی عدالت

عروس حضرت قران نقاب انگه بر اندازد ............................ که دارلملک ایمان را مجرد یابد از غوغا

ارتباط سوره قـدر با امام زمان(عـج)(مقاله برگزیده مسابقه قدر موعود)
نویسنده : رضا فلسفی - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱
 

ارتباط سوره قـدر با امام
زمان­
(عـج)[1]

چکیده

از آیات سوره قدر و دلایل عقلی و نقلی دیگر به روشنی
دانسته می­شود که شب قدر منحصر به سال خاصی نیست و در هر سال شبی وجود دارد که از
هزار ماه برتر است و در آن شب فرشتگان به همراه روح به زمین فرود می­آیند و مقدّرات
معیّن شده از سوی خدا را تا شب قدر سال آینده به زمین می­آورند. از سویی از روایات
آمده در تفسیر آیات سوره استنباط می­شود که فرشتگان در شب قدر مقدّرات را به نزد
«حجت الهی» می­آورند و بر حضور مبارکش عرضه می­کنند؛ این حقیقت با تصریح فعل مضارع
«تَنَزَّلُ» دلالت بر تجدید و استمرار داشته و نزول ملائکه و روح را همه ساله تا
قیامت اثبات می­نماید. این مقاله به دنبال این هدف است که با استفاده از قرآن،
تفاسیر و روایات روشن سازد که منزل­گاه فرشتگان آستان مبارک ائمّه
اطهارعلیهم­­السّلام است و در زمان ما «امام زمان» همان کسی است که فرشتگان برای
طواف برگردش به محضرش شرفیاب می­شوند تا مقدّرات الهی با دست مبارکشان امضا
گردد.

کلید واژگان: سوره قدر، شب قدر، قرآن، فرشتگان، امامت، امام
زمان(عج)

مقدمه

معناى قدر، قدر و منزلت است که می­فرماید: از هزار ماه بهتر است، و
شرافت زمان و مکان به سبب خصوصیت زمان و مکان نیست بلکه به سبب جهاتى است که در آن
زمان یا مکان واقع شده است؛  کعبه معظمه براى بیت­اللَّه حرام؛ بعثت حضرت رسالت؛
ولادت آن حضرت و امیر­المؤمنین؛ دعاء حضرت ابراهیم و بناى حضرت آدم و سایر امور
بوده، مدینه براى هجرت حضرت و مدفن حضرت و ائمّه بقیع و صدیقه طاهره و رواج دین
اسلام، نجف براى مدفن امیرالمؤمنین و چهار پیغمبر، کربلا و همچنین سایر مشاهد
مشرّفه، و مساجد براى محل عبادت است حتى مجالس مؤمنین و علماء، و همچنین ازمنه مثل
اعیادِ بعثت حضرت رسول، ولادت آن حضرت و ائمّه­اطهار و نصب امیرالمؤمنین در روز
غدیر، و ماه رمضان براى روزه و سایر ازمنه شریفه، و شرافت شب قدر براى نزول قرآن
است که لیله مبارکه است و برکات شب قدر هم به واسطه برکات قرآن است، بلکه می­توان
گفت که فضائل ماه مبارک رمضان هم براى نزول قرآن است که می­فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ
الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقرآن هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ
الْفُرْقانِ­(بقره :185).[2]

قرائت دیگری از معنای قدر نیز گویای ویژگی خاص این سوره است؛ در این
سوره آن شبى که قرآن نازل شده را شب قدر نامیده، و ظاهراً مراد از قدر تقدیر و
اندازه‏گیرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گیرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال
را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت،
شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدّر مى‏سازد.[3]

حاصل سخن این که شب قدر از شب­های منحصر به فرد در قرآن،
روایات و متون دینی است؛ تقارن نزول قرآن در ماه رمضان و همزمانی آن در شب قدر
بیانگر اهمیت ویژه این شب و مرتبت منحصر به فرد آن است. تعیین جمیع مقدّرات بندگان
در شب قدر از ویژگی­های خاص و حائز اهمیت این شب است. در شب قدر سرنوشت بندگان
معیّن می­شود، آیه شریفه می­فرماید: «فیها یُفرَق کُلُّ امرٍ حکیمٍ»[4] در آن شب مبارک بر وفق حکمت الهی، تقدیرات تفریق و تفصیل
می­شوند. اجل­ها، رزق­ها، توفیقات و سرنوشت یک ساله، در چنین شبی ترسیم می­شود.

دامنه­ی تقدیر سرنوشت انسان در این شب دارای گستره­ی
زمانی و موضوعی تا رستاخیز است؛ چنان­که حضرت علی علیه­السّلام به نقل از پیامبر
صلّی الله علیه و آله و سلّم می­فرماید:  «إنّ اللّه قدّر فیها ما هو کائن إلى یوم
القیامة»[5] و در روایتی از امام صادق علیه­السّلام بر
دامنه­ی تقدیر در تمامی شئون زندگی اشاره شده است: «فیها یقدّر کلّ شی‏ء یکون فی
تلک السّنة إلى مثلها من قابل من خیر أو شرّ أو طاعة أو معصیة أو مولود أو أجل أو
رزق».[6]

این نکته خالی از لطف نیست که بدانیم بر طبق برخی روایات،
نعمتِ «ولایت»، سرآمد نعمت­ها و خواهشِ جمله­ی شیعیان در شب قدر تقدیر شده
است؛ در روایتی به نقل از حضرت علی علیه­السّلام آمده است که ایشان می­فرماید: «قال
لی رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله یا علیّ أ تدری ما معنى لَیْلَةِ الْقَدْرِ
فقلت لا یا رسول اللَّه فقال انّ اللَّه تعالى قدّر فیها ما هو کائن الى یوم
القیامة فکان فیما قدّر ولایتک و ولایة
الأئمّة علیهم السّلام من ولدک الى یوم القیامة» [7]

نکته قابل توجه در رابطه با شب قدر این است که این شب منحصر در یک شب و
یک سال خاص نیست بلکه علاوه بر تصریح نص قرآن، بر اساس دلایل نقلی و عقلی نزول
فرشتگان در سال­های پس از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز قابل اثبات است.

ظاهر آیات این سوره نشان مى‏دهد که شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر
پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم نبوده، بلکه همه ساله تا پایان جهان
تکرار مى‏شود. تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ)[تَتَنَزَّلُ] که دلالت بر استمرار
دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» که
نشانه دوام است نیز گواه بر این معنى است.[8]

به علاوه روایات بسیارى که شاید در حد تواتر باشد نیز این معنى را تایید
مى‏کند.

در روایتی راوی در مورد شب قدر از امام صادق علیه­السّلام
‌می­پرسد که آیا [شب قدر] در هر سالی وجود دارد، حضرت در پاسخش می­فرماید: «لو رفعت
لیلة القدر لرفع القرآن».‌[9] در این روایت موجودیّت قرآن
مشروط بر وجود شب قدر در هر سالی است؛ بنابراین چنان­چه کسی منکر این حقیقت باشد،
لاجرم قرآن را منکر شده است. این مضمون در روایتی دیگر به گونه­ای متفاوت بیان شده
است: «و عن أبی­ذر (رضی الله عنه)، قال: قلت: یا رسول الله، لیلة القدر، شی‏ء یکون
على عهد الأنبیاء ینزل علیهم فیها الأمر، فإذا مضوا رفعت؟ قال: «لا، بل هی إلى یوم
القیامة»»[10].حمران از حضرت باقر علیه­السّلام از إِنَّا
أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ پرسید، حضرت فرموده: «نعم لیلة القدر و هى فی
کل سنة فی شهر رمضان فی العشر الاواخر...»[11]

از امام باقر علیه­السّلام در روایتی دیگر نقل شده که در
آن راوی از حضرت در مورد آیه :« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ»
پرسید، حضرت فرمود: «قال نعم لَیْلَةِ الْقَدْرِ و هی فی کلّ سنة فی شهر رمضان فی
العشر الأواخر فلم ینزل القرآن الّا فی لیلة القدر».[12]

  پس معلوم شد آن­چه تمامی روایات مختلف اهل بیت علیهم­السّلام در آن
اتفاق دارند این است که شب قدر تا روز قیامت باقى است، و همه‏ساله تکرار
مى‏شود.

در ادامه در بخش بعد به مناسبتی دیگر روایاتی از این دست بیان خواهیم
نمود.

دلیل عقلی بر وجود شب قدر با طرح مقدمه­ای کوتاه از سوی علامه تبیین
می­شود؛ ایشان  با تأکید بر لزوم تقدیر و اندازه­گیری امور در شب قدر، ضروت وجود
چنین شبی برای تقدیر امور بندگان را مطرح نموده و از آن استفاده کرده­اند که شب قدر
منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى که قرآن در آن شبش نازل شد نیست، بلکه با تکرار
سنوات، آن شب هم مکرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، که
در آن شب امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه­گیرى و مقدر مى‏شود.[13] ‌ علامه در ادامه به فرض قبول امکان شبی که قرآن در گذشته
در آن تماماً نازل شده، این فرض را که در آن شب تمامی حوادث آینده تعیین گردد،
منتفی دانسته و اقوال مختلف در انحصار شب قدر را مردود دانسته است.[14]

اهمیت باور به وجود شب قدر تا بدان جاست که امام صادق علیه­السّلام
قائلین به این­که شب قدر با رحلت پیامبر پایان پذیرفته را مرتد  دانسته است.[15]

تا بدین جا دانستیم که در شب قدر سرنوشت انسان­ها و به
طور کلی تحوّلات جهان ترسیم می­شود و دانستیم که شب قدر منحصر به سالی خاص نیست
بلکه همه ساله تکرار می­شود؛ یعنی در هر سال شبی است که در آن شب فرشتگان از آسمان
فرود می­آیند. حال سؤال مطرح می­شود که فرشتگان بر چه کسی فرود می­آیند در فصل آتی
در پی این هستیم تا به کمک قرآن و روایات و دلایل عقلی ثابت کنیم که باید حجّت خدا
بر روی زمین باشد تا فرشتگان بر او اجلال نزول نمایند.

امام زمان (عج) و شب قدر

واکاوی موضوع مهدویّت و امام زمان(عج)
با کاوش در باطن و اعماق قرآن از مسائل اساسیِ عقیدتی است؛ قرآن همان­طور که به
توحید، معاد، و نبوت پرداخته به امامت نیز پرداخته است؛ توضیح این که حضرت
مهدی­(عج) آخرین سلسله معصومین علیهم­السّلام است و واکاوی موضوع مهدویت
در قرآن به معنای کاوش در مسأله مهم امامت است. امامت دنباله­ی حرکت انبیاء در مسیر
اصلاح و تربیت بشریت است. کاوش در مسأله امامت در دوران غیبت با رویکرد به آیاتی که
تداعی کننده حتمیت ظهور و غلبه­ی حق بر باطل با ظهور منجی مستضعفان دارد، ضرورتی
اجتناب­ناپذیر است و بی­مدد مداقّه و بازکاوی آیات قرآن با رویکرد تفکّر مهدوی،
امامت ناشناخته می­ماند، بسیاری از مفاهیم آن نامکشوف مانده و متبلور نمی­گردد؛ در
نتیجه رسیدن به سر منزل هدایت میسر نمی­گردد و هر رهروی بدون شناخت امام خود ره به
جایی جز ناکجا آباد نمی­برد؛ از این روست که در روایتی مشهور مرگ بدون شناخت امام
زمان مرگ در جاهلیت نامیده شده­ است.[16]

تا بدین جا ضرورت ظرف زمانی نزول فرشتگان به اثبات رسید در این بخش
می­خواهیم ضرورت ظرف مکانی و یا به عبارتی نزول­گاه فرشتگان در شب قدر را بررسی
نمائیم.

هنگامى که در بررسی آیات قرآنى به این نتیجه مى‏رسیم که شب قدر در هر
سال هست، باید توجّه کنیم که پس صاحبِ شب قدر نیز باید همیشه وجود داشته باشد؛
چنان‏که در احادیث آمده است و گرنه فرشتگان بر چه کسى فرود مى‏آیند و کتابِ تقدیر
را نزد چه کسى مى‏گشایند و مجارى امور را به اذن خدا به چه کسى مى‏سپارند.

برای بررسی و تحلیل روایات و نیز سایر قرائن موجود می­توان به مطلب فوق
از دو منظر متفاوت با نتیجه یکسان نگریست.

اول اینکه: در روایات وارد آمده در مورد شأن و
منزلت شب قدر، بارها آمده است که اعمال انسان­ها بر دلیل و حجّت خداوند در روی زمین
عرضه می­شوند. حجت­های خدا در روی زمین باید مانند حضرت رسول صلی الله علیه و آله و
سلّم صفات خاصی را دارا باشند تا بتوانند جانشین حضرتش باشند. فرشتگان و جبرئیل در
زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم هر سال در شب قدر بر آن حضرت نازل
می­شدند پس از رحلت آن حضرت نیز باید بر کسی نازل شوند و آن کس باید متّصف به صفات
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم باشد و آن وجود کسی نیست جز جانشینان معصوم
حضرت یعنی همان کسانی که پس از حضرت، خلیفه واقعی او در زمین­اند.

به امام صادق علیه­السّلام گفته شد: تعرفون لیلة القدر؟
فقال: «و کیف لا نعرف [لیلة القدر] و الملائکة تطوف بنا فیها!».[17] یعنی: ‌از حضرت سؤال شد آیا شما مى‏دانید شب قدر کدام شب
است؟ فرمود: چگونه نمى‏دانیم، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى‏زنند.

در روایتى دیگر از حضرت صادق علیه­السّلام نقل شده که على علیه­السّلام
به ابن عباس فرمود: شب قدر در هر سال است و در آن، کار یک سال نازل مى‏شود، براى آن
کار بعد از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نمایندگانى هست، گفتم:  آنها کدام
هستند؟ فرمود: من و یازده فرزندم از صلب من همه امامان محدثند.[18]

در جایی دیگر از حضرت امام صادق علیه­السّلام روایت شده که فرمود
امیر­المؤمنین علیه­السّلام مکرر به اصحاب خود می­فرمود هیچ وقت اولى و دومى حضور
پیغمبر نرسیدند مگر آن­که آن ­حضرت با گریه و خشوع سوره قدر را براى آنها قرائت
می­فرمود عاقبت روزى ایشان گفتند اى رسول خدا جهت چیست این قدر سوره قدر را براى ما
قرائت می­فرمائید فرمود به خاطر کسی­که مشاهده می­کنم او را به چشم و حفظ کردم و
جاى دادم او را در قلب خود و اشاره فرمود بمن.[19]

از ابى یحیى صنعانى روایت شده حضرت صادق علیه­السّلام
می­فرمود روزى جدّم امیر­المؤمنین علیه­السّلام قرائت نمود سوره إِنَّا
أَنْزَلْناهُ را و حسنین حضور آن بزرگوار نشسته بودند حضرت امام حسین رو کرد به پدر
خود گفت یا امیرالمؤمنین [علیه­السّلام] مى‏بینم هر وقت تلاوت مى‏نمائید این سوره
را حظى و لذّتى از قرائت آن مى‏برید فرمود چنین است ای­فرزند آن سوره چون بر جدّت
خاتم پیغمبران نازل شد بر من قرائت نمود و دست مبارکش را بر کتف من گذاشت و فرمود
ای على و ای وصى من بر امت و اى جهاد کننده با دشمنان من تا روز قیامت، این سوره
مخصوص تو می­باشد بعد از وفات من و اختصاص به فرزندان تو دارد بعد از تو برادرم
جبرئیل مقدّرات، حوادث و پیش­آمدهاى امّت را در هر سال فرود آورد و نازل کند بر تو
و فرزندانت در شب قدر چنان­که بر من نازل مى‏کند...[20]

معصومین علیهم­السّلام به درستی به تبیین این واقعیت
پرداخته­اند که آنان صاحبان شب قدرند و از سوی دیگر دلایل منکران وجود شب قدر بعد
از پیامبر را به خوبی تبیین نموده­اند؛ از حضرت امام صادق علیه­السّلام روایت شده
است که:‏  «یقول اهل- الخلاف لامر اللَّه عز و جل مضت لیلة القدر مع رسول اللَّه
صلى اللَّه علیه و اله فهذه فتنة اصابهم خاصة و بها ارتدوا على اعقابهم لانهم ان
قالوا لم یذهب فلا بد ان یکون للَّه عز و جل فیها امر و اذا اقروا بالامر لم یکن له
من صاحب بد» ؛یعنى می­گویند آنانى که خلاف امر خداى تعالى می­کنند گذشت شب قدر و
رفت با رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و اله پس این فتنه و اختلافیست که رسیده بر اهل
اسلام و بس و به سبب این فتنه و اختلاف برگشتند بر پاشنه‏هاى خود یعنى مرتد شدند با
وجود دعوى اسلام چه اگر ایشان گویند و اقرار کنند که شب قدر نرفته پس ناچار است که
بوده باشد خداى تعالى را در آن شب امرى و هر گاه اقرار  به این امر کنند نخواهد بود
مر آن امر را از صاحبى؛ چاره به این معنى که لازم افتد ایشان را که اقرار کنند
بوجود والیان و صاحبان آن امر که هر یک در زمان خود والى آن امر باشند و چون اقرار
باین والیان امر که اوصیاء پیغمبراند صلوات اللَّه علیه ندارند بر ایشان لازم
می­آید که اقرار ببقاء لیلة القدر نیز نداشته باشند اگر چه بعضى از ایشان صریحا
انکار آن نکنند.[21] مفاد روایت امام علیه­السّلام با مراجعه
به تفاسیر عامه  و توجیهات بی­پایه و اساس آن­ها به خوبی مشهود است.[22]

از حضرت امام باقر علیه­السّلام روایت شده که‏ «و ایم اللَّه ان من صدق
بلیلة القدر لیعلم انها لنا خاصة لقول رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و اله لعلى علیه
السّلام حین دنا موته هذا ولیکم من بعدى فان اطعتموه رشدتم»؛ ‌یعنی:یعنى قسم
می­خورم به خداى تعالى به درستى هر که تصدیق ببقاء لیلة القدر کرده هر آینه می­داند
که امارت آن شب از ماست و بس به واسطه قول رسالت پناه صلى اللَّه علیه و اله مر على
علیه السّلام را وقتى که نزدیک شد مرگ رسول علیه السّلام که این صاحب امر لیلة
القدر است و ولى شما است بعد از من پس اگر اطاعت کردید او را، راه راست یافتید.[23]

از حضرت علی علیه­السّلام نیز روایت شده است که: «أنه قال لابن العباس:
«ان لیلة القدر فی کلّ سنة و انه ینزل فی تلک اللیلة أمر السنة، و لذلک الأمر ولاه
بعد رسول اللّه» فقال ابن عباس من هم؟ قال (علیه­السّلام) «أنا و أحد عشر من
صلبی»[24]

نزول ملائکه بر تمامی ائمّه علیهم­السّلام یکی پس از
دیگری، امری است حتمی که روایات مذکور مؤیّد ضرورت آن است؛ بنا بر این بهترین دلیل
بر امامت و وجود امام زمان علیه­السّلام سوره قدر است و در زمان ما که حجّت الهی
امام مهدی علیه­السّلام است. در شب قدر فرشتگان بر ایشان نازل شده و به محضر ایشان
شرف حضور می­یابند.

در ذکر اعمال شب قدر، شیخ عباس قمی موارد زیادی بر
می­شمرد که در میان آنها دعای فرج به چشم می خورد این دعا علاوه بر این که بیانگر
تعلق شب به حضرت دارد بیانگر این است که دعا برای فرج باید سرلوحه سایر ادعیه باشد.
حال که دانستیم شب قدر متعلّق به امام زمان است و نص صریح روایات، نزول فرشتگان بر
حضرت را اثبات نمود، بر احیاگران شب قدر لازم است که در آن شب با حضرت تجدید بیعت
نمایند و  برای وارث رسول خدا و صاحب شب قدر، دعای فرج و ظهور بخوانند.

با توجه به دلایل عقلی و نقلی دانستیم که وجود مقدس امام
زمان علیه­السّلام در آخر­الزمان تنها منزل فرشتگان است و چنین است که می­توان گفت
روح لیلة القدر همان امام زمان است و این شب تنها با وجود مقدس حضرتش معنا و مفهوم
پیدا می­کند. حال با توجه به روایاتی که در آنها مراد از لیلة قدر وجود مقدس حضرت
زهرا سلام الله علیها معرفی شده[25]، این سؤال پیش می­آید که
آیا در روایات تشتت و تناقضی است و یا این که روایات حامل نکته مهمی است.

پاسخ را با حدیثی منقول از امام صادق علیه­السّلام تبیین
می­نمائیم، حضرت به نقل از جدشان حضرت امیر مؤمنان می­فرماید: ان أمیرالمؤمنین
علیه­السّلام قال لابن العباس ان لیلة القدر فی کل سنة، و انه ینزل فی تلک اللیلة
امر السنة، و لذلک الأمر ولاة بعد رسول الله صلى الله علیه و آله فقال ابن عباس: من
هم؟ قال: انا واحد عشر من صلبی.[26]

با توجه به حدیث فوق و احادیث فراوانی با این مضمون و با
توجه به این که تمامی اهل بیت علیهم­السّلام از نوری واحدند، هر ویژگی برای یکی
قابل تسرّی به دیگری است به علاوه این که، حضرت زهرا سلام الله علیها خود مادر
یازده امام و جانشینی است که به همراه شوهرش سلسله وارثان پدرش را در امر ولایت
دنبال می­کنند. بنابراین اگر می­بینیم در برخی روایات فاطمه، شب قدر است و یا این
که فضائل ناشمردنی در مورد ذات مقدسش می­شنویم جملگی دلالت بر این دارد که تنها او
شایستگی این را دارد که یازده خورشید هستی بخش را به عالمیان ببخشد؛ بنابر این چنان
چه بگوییم فاطمه شب قدر است مثل این است که بگوییم امام حسن شب قدر است و همین گونه
تا آخرین دردانه­ی حضرت زهرا سلام الله علیها؛ یعنی وجود مقدس امام زمان
علیه­السّلام. شاید از همین نکته می­توان دریافت که هر کس فاطمه را بشناسد شب  قدر
را درک کرده است چون دانستیم که مراد از فاطمه شخص ایشان به تنهایی نیست؛ از همین
نکته است که باید اهل بیت را جملگی در شب قدر شفیع قرار دهیم و خداوند را حمد و
سپاس گوییم که نعمت ولایت را برایمان مقدر ساخت چنان­که در روایتی از امام صادق
علیه­السّلام در پاسخ به مفضل از نعمت ولایت به عنوان «فضل مشهود» یاد شده و حضرت
در پاسخ سؤال مفضل به این که فضل این شب چیست فرمودند:« نزلت ولایة أمیر المؤمنین
علیه السّلام فیها ......  نعم هی لیلة قدرت فیها السموات و الأرض، و قدرت ولایة
أمیر المؤمنین علیه السّلام فیها»[27]

نظرگاه دوم با رویکرد دیگر و با تأکید بر
حدیث مشهور و متواتر ثقلین قابل بررسی است. با توجه به این حدیث شریف می­توان تعلّق
شب قدر به معصومین علیهم­السّلام و در نتیجه نزول فرشتگان را بر ذوات مقدّس آنان
اثبات کرد؛‌ توضیح این که مفاد این حدیث جز این نیست که قرآن و عترت هماره دوشادوش
یکدیگر باید مورد توجه باشد، ‌قرآن و عترت هر دو به موازات یکدیگر در جریان هدایت
درحرکتند نمی­توان برای قرآن در شب قدر نقطه­ی عطفی متصوّر شد در حالی­که عترت را
نادیده گرفت؛ ‌چنان­چه شب قدر برای قرآن حادثه­ای مهم در نزول است باید برای عترت
هم حادثه­ای ترسیم گردد تا نقش ثقلین بی­عترت ناقص نگردد این معادله ممکن نیست مگر
این که نزول قرآن با وجود عترت در این شب ارتباطی معنا­دار داشته باشد؛ بنابراین در
این شب [در ظرف زمانی نزول ملائکه] و در فرآیند نزول باید برای عترت نقشی مؤثر و در
خور ثقلش(قرآن) جستجو شود تا در سایه آن نزول قرآن به عنوان کتاب هدایت در مسیر
تکامل انسان به همراه عترت ره توشه­ای برای بندگان باشد.

حال آیا بدون توجه به مقام والای عترت و نقش کارساز آن
در فرایند تکامل بشر می­توان احتمال دیگری را متصوّر شد؛ مگر این که جانب انصاف را
فروگذارده و به ناحق سخنرانی کنیم. حاصل سخن این که تمسّک و ایمان به ثقلین یعنی
قرآن و عترت  و به عبارتی اقامه درست توجه به این دو گوهر ناگسستنی این است که در
شب قدر با تمسک به قرآن صامت و تلاوت آیات مبارکش و نیز توسّل به قرآن ناطق یعنی
معصوم دست مدد خواهی و تضرع به دامانشان دارز نمائیم.

با توجه به آیات قرآن دانستیم که شب قدر در هر سال است
بنابراین صاحب شب نیز باید همیشه وجود داشته باشد؛ ‌در غیر این صورت تفسیر درست
آیات ناقص بوده و جز با توجیهات بی­اساس ممکن نیست زیر سؤال می­شود که فرشتگان بر
چه کسی فرود می­آیند، ‌مقدرات را بر چه کسی عرضه می­کنند به علاوه طبق روایت متواتر
ثقلین و لزوم همراهی دو ثقل چنان­چه قرآن تا روز محشر پا برجاست عدل آن یعنی عترت و
حجّت خدا نیز همواره وجود دارد. زمانی پیامبر و بعد از حضرت به جانشینان برحقش
منتقل می­شود. حضرت امیرمؤمنان علی علیه­السّلام لزوم وجود قرآن و عترت در هر عصر
را با تأکید بر شب قدر چنین توصیف می­کند: «أن لیلة القدر فی کل سنة و انه ینزل فی
تلک الیلة امر السنة و انّ لذلک الأمر ولاة بعد رسول الله (ص)»[28]؛ یعنی شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه­ی سال
فرو فرستاده می­شود.

بنا بر این حدیث زیبای ثقلین، ‌به جز اثبات اصل «امامت»
تداوم امامت را نیز اثبات می­کند. این حدیث اثبات کننده امامت حضرت مهدی
علیه­السّلام است و از سویی تفسیر درست از شب قدر در سایه تفسیر ثقلین محقّق
می­شود. از این روست که در برخی روایات سوره قدر بهترین دلیل برای اثبات امامت در
احتجاج با مخالفان بیان شده است؛ چنان­که در روایتی آمده: عن أبی
جعفر(علیه­السّلام)، قال: «یا معشر الشیعة، خاصموا بسورة إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی
لَیْلَةِ الْقَدْرِ تفلجوا، فو الله إنها لحجة الله تبارک و تعالى على الخلق بعد
رسول الله (صلى الله علیه و آله)، و إنّها لسیدة دینکم، و إنها لغایة علمنا. یا
معشر الشیعة، خاصموا بِحم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی
لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ فإنها لولاة الأمر خاصة بعد رسول
الله (صلى الله علیه و آله).[29]

حدیث ثقلین همان­طور که هدایت را در تمسّک به دو رکن
قرآن و امام (قرآن ناطق) محقّق می­داند. تداوم و بقای امام و امامت را چونان تداوم
و بقای قرآن اثبات می­­کند؛ بنابر­این بر تمامی ولایتمداران لازم است شب قدر را قدر
دانسته و پیش از هر چیزی و بیش از هر حاجتی ظهور امام زمان(عج)
را از خداوند التماس نمایند. نکته لطیف دیگری نیز از این زاویه­ی نگاه قابل تأمّل
است و آن این است که به دلباختگان حضرت ولی عصر می­آموزد که چون در شب قدر که درگاه
بهترین آمال و تقدیرات است، ‌فرج حضرت مقدّم است پس به طریق اولی و به تأسّی از شب
قدر در تمامی طول سال باید دعای فرج مقدّم بر سایر خواسته­هایمان باشد. که اگر چنین
شد شب قدر را در خورِ توان درک نموده­ایم.

نتیجه گیری:

با توجه به آیات قرآن و روایات فراوان دانستیم که شب قدر
دارای قدر و منزلت فراوانی بوده و نقش تعیین کننده­ای در سرنوشت انسان­ها دارد و
دانستیم که این شب به ضرورت وجود نظم و تقدیر باید همه ساله وجود داشته باشد؛
بنابراین نصّ قرآن و مفاد روایات فراوانی شب قدر را ظرف زمانی تقدیر امور معرفی
نموده­اند و چون اثبات شد که شب قدر همه ساله وجود دارد و همه ساله فرشتگان فرود
می­آیند ضرورت وجود نزول­گاه فرشتگان و ضرورت وجود مجرای امور و کسی که مقدّرات
الهی را امضاء نماید مطرح می­شود و با تفسیر درست حدیث ثقلین و لزوم همراهی شب قدر
(ظرف زمانی) و اجرا کننده (امام زمان)،  و این­که تنها امام، انسان کامل و ظرف
کلمات نورانی قرآن است، ضرورت وجود حجت الهی و واسطه فیض در جریان نزول فرشتگان و
تقدیر امور اثبات گردید. نتایج مترتب بر یافته­های فوق در شناخت امامت و امام زمان
هر عصری به خصوص عصر غیبت حائز اهمیت است؛ با آگاهی از آن چه در این مقاله بدان
پرداختیم اقرار خواهیم نمود که بی­شناخت امام زمان(عج) هیچ
شناختی معنا ندارد و چیزی جز جاهلیت نیست و بی­مدد امام زمان حرکت در مسیر روشن
هدایت امکان­پذیر نیست؛ بنابراین باید در شب قدر بهترین تقدیر که همان ظهور نجات
بخشش است را از خداوند درخواست نماییم؛ زیرا اوست که تنها بهانه برای شب قدر است. و
تنها اوست که باید نقطه کانونی توجّهات در شب قدر باشد؛ زیرا اگر شفاعت و وساطت آن
بزرگوار نباشد گناهان بخشوده نمی­گردد و سرنوشت آینده انسان به رستگاری و سعادت رقم
نمی­خورد.

منابع و مآخــذ

1.      قرآن

2.      الأصفى فى تفسیرالقرآن‏، ملا محسن فیض کاشانى(قرن یازدهم)‏،
مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى‏، قم‏، 1418ق‏

3.      الأصول من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تصحیح علی اکبرغفاری،
تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1388ق

4.      أطیب­البیان فی تفسیر القرآن‏، سید عبدالحسین طیب‏(قرن
پانزدهم)‏، انتشارات اسلام‏، تهران‏، 1378ش‏

5.      البرهان فى تفسیر القرآن‏، سید هاشم بحرانى‏(قرن یازدهم)‏،
بنیاد بعثت‏، تهران‏، 1416ق‏

6.      تأویل الآیات الظاهرة، سید شرف الدین على حسینى استرآبادى (قرن
دهم)‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، 1409ق‏

7.      التبیان فى تفسیرالقرآن‏، محمد بن حسن طوسى ‏(قرن پنجم)‏، دار
احیاء التراث العربى‏، بیروت‏، [بی­تا]

8.      التحریر و التنویر، محمد بن طاهر ابن عاشور (قرن چهاردهم)‏،
[بی­نا]‏، [بی­جا]، [بی­تا]

9.      ترجمه تفسیر المیزان‏، سید محمد باقر موسوى
همدانى(قرن چهاردهم)‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏،
1374ش‏

10.  تفسیر احسن الحدیث‏، سید على اکبر قرشى(قرن پانزدهم)‏، بنیاد
بعثت‏، تهران‏، 1377ش‏

11.  تفسیر جامع‏، سید محمد ابراهیم بروجردى(قرن پانزدهم)‏، انتشارات
صدر، تهران‏، 1366 ش‏

12.  تفسیر شریف لاهیجى‏، محمد بن على شریف لاهیجى(قرن
یازدهم‏)، دفتر نشر داد، تهران‏،1373 ش‏

13.  تفسیر الصافى‏، ملا محسن فیض کاشانى (قرن یازدهم)، انتشارات الصدر،
تهران‏، 1415 ق‏

14.  تفسیر فرات الکوفى‏، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم فرات کوفى(قرن
چهارم)‏، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، تهران‏،1410ق‏

15.  تفسیر نمونه‏، ناصر مکارم شیرازى(قرن پانزدهم)، دار الکتب
الإسلامیة، تهران‏، 1374ش‏

16.  تفسیر نور الثقلین‏، عبد على بن جمعه عروسى حویزى(قرن یازدهم)‏،
انتشارات اسماعیلیان‏، قم‏، 1415 ق‏

17.  الکافی(اصول، فروع، روضه)،  محمد بن یعقوب کلینی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه،
[بی­تا]

18.  محاسن التاویل‏، محمد جمال الدین قاسمى (قرن چهاردهم)‏، دارالکتب
العلمیه‏، بیروت‏،1418 ق‏

19.  مفاتیح الغیب‏، ابوعبدالله محمد بن عمر فخرالدین رازى (قرن ششم)،
داراحیاء التراث العربى‏، بیروت‏، 1420ق‏



[1] . هادی زینی ملک­آباد، دانشجوی
کارشناسی­ارشد الهیات (قرآن و حدیث) دانشگاه تربیت مدرس تهران، zeinih@gmail.com

[2]. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏14، ص 178

2 . ترجمه المیزان، ج‏20، ص 562

[4]. سوره مبارکه­ی دخان، آیه­ی4

[5].  الأصفى فی تفسیرالقرآن، ج‏2،  ص 1463  به نقل
از معانی الأخبار، ص 315، حدیث 1

[6]. الکافی، ج 4، ص157

[7] .  تفسیر الصافی، ج‏5، ص353

[8] . تفسیر نمونه، ج‏27، ص191

[9] . البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 712

[10] . همان، ص 715

[11] . تفسیر أحسن الحدیث، ج‏12، ص 304 به نقل از
فروغ کافى کتاب صوم باب «فى لیلة القدر»

[12] . تفسیر الصافی، ج‏5، ص 353

[13] . ترجمه المیزان، ج‏20، ص 562

[14] . همان

[15] . تفسیر شریف لاهیجی، ج‏4، ص 835

[16] . الکافی، ج 1، ص 377: (پیامبر(ص): «مَنْ مات و
لم یَعرف إمام زمانه مات میتةً جاهلیّة»)

[17] . البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص
717

[18] . اصول کافى کتاب الحجة باب «فى شأن انا
انزلناه فى لیلة القدر» و نیز در همان باب از امام باقر علیه­السّلام نقل شده:
«انه لینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنة سنة»

[19] . تفسیر جامع، ج‏7، ص 456؛ تفسیر شریف لاهیجی،
ج‏4، ص835

[20]  . تفسیر جامع، ج‏7، ص 462 به نقل از
کافی

[21] . تفسیر شریف لاهیجی، ج‏4، ص 835 به نقل از
کافی

[22] . ر.ک: محاسن التأویل، ج‏9، ص 518؛ التّحریر و
التنویر، ج‏30، ص 404 ؛ مفاتیح الغیب، ج‏32، ص234

[23] . تفسیر فرات الکوفی، ص 583 به نقل از
کافی

[24] . التبیان فی تفسیر غریب القرآن، ص
348

[25] . تفسیر فرات الکوفی، ص 582؛ تأویل الآیات
الظاهرة، ص 792، 793؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 715

[26] . تفسیر نور الثقلین، ج‏5، ص 621

[27] . ر.ک: همان

[28] . اصول کافی، ‌کتاب الحجة،‌ باب «فی شأن انا
انزلنا فی لیلة القدر»

[29] . البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص
708